اول حس می کنی که باید بری جلو تا به آرامش برسی .
وقتی رفتی حس می کنی که به آرامش رسیدی .
توش که عمیق تر میشی٬ درگیرش که میشی٬ کلا آرامش به اون معنی که بخاطرش رفتی اونجا یادت میره چون تو دیگه تنها نیستی که به خودت و آرامش خودت خیلی بتونی فکر کنی ٬ راستش دیگه اصلن خودی وجود نداره ...
یه کم که گذشت اگه از اون فاصله بگیری٬ به خودت فرصت بدی ٬ می بینی که آرامش همونیه که قبل نزدیکی به اون داشتیش ولی نمیدونستی...
چند وقت که تو این حال و هوا باشی باز یه روز یهو حس میکنی که "باید بری جلو تا به آرامش برسی".....
+ نوشته شده در بیست و چهارم تیر 1386ساعت 19:39  توسط صبا
|